ميرزا حاجى بابا محمد تقى شيرازى

32

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى )

كرده و مواد آن را به كمك فتيله‌هاى مخصوصه اخراج كرده و زخم‌هايى كه احيانا در اطراف آن است را با درمان‌هاى ويژه معالجه كرد . عرق مدنى ( رشته ) : اين بيمارى ، با ورمى كه مانند دمل و همراه درد و سوزش است بروز مىكند و سپس رشته‌اى از درون آن سر برمىآورد . پيشگيرى علاج : بعد از بروز ورم ، بايد تا رشته سر برنياورد ، با تنقيه و فصد ماده را از بين ببرند و در صورت گمان به آمادگى ورم در بروز رشته ، طبيعت را بر بروز آن يارى كنند و وقتى سر برآورد ، سعى در اخراج كلّ رشته به روش مخصوصه كنند و دقت كنند كه پاره نشود و گرنه عوارض خطرناكى ايجاد مىكند . تتمّه : قوانين كلى علاج ساير بثورات : عمده ، همان تنقيهء بدن از اخلاط رديّه و زائده با فصد و اسهال است ؛ زيرا اصل ايجاد بثورات پوستى ، از اخلاط زائده‌اى است كه طبيعت مدبّره آنها را به جلد مىفرستد تا از اعضاى شريفه به دور دارد و تنقيه ، مدد جديد به اين بثورات را قطع مىكند ؛ خصوصا اگر مرهم‌ها و اضمدهء سريع الاصلاح هم معين بر اعمال باشند . خاتمه : در تدابير سموم خوراكى و گزيدگىها فصل اوّل : پيشگيرى از مسموميّت‌هاى خوراكى اغذيهء مشكوكه را نبايد خورد و در مواضعى كه خطر مسموميت وجود دارد نبايد رفت و در صورت ناچارى ، قدرى پادزهرهاى مانعه از تأثير سموم را بايد مصرف نمود . فصل دوّم : شناختن نوع سمّ خوراكى سموم حاره و بارده ، هريك علائمى ويژه دارند كه به تشخيص نوع سم كمك كرده و در نتيجه نوع معالجه را هم براى ما معلوم مىكنند . فصل سوّم : معالجهء مسموميت‌هاى خوراكى در مرحلهء اول ، بايد ضدّ آن سم در حرارت و برودت را به بدن رسانيده و سپس فصد نمود ؛ خصوصا اگر سموم نوشيده شده ، باعث غليان خون شده باشند . و صبح و شام ، پادزهرهاى لازمه را به مسموم بخورانند . تبصرة : فوريت‌هاى درمانى در سموم قويّه : هرگاه سمّى باعث تحليل قوت جسمى و بروز غشى و التهاب شكم و يا التهاب اطراف قلب و ساير عوارض خطرناك شود ، حدس قوى اين است كه سمى مهلك به بدن رسيده و بايد از پادزهرهاى قوى الاثر و زود بازده كه هم حافظ روح حيوانى باشند و هم دافع سموم باشند ، به سرعت به كار برد و برحسب نوع عوارض آنكه اضطراب در پايين شكم باشد ، يا زردى در چشم و صورت افتد و يا طپش قلب و غشى و تنگى نفس اتفاق افتد و يا اختلال در سخن گفتن و پريشانى حواس و لرز بدن باشد ، بايد عضوى را كه عارضهء مذكوره از آفت ديدن آن